أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

444

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اينجا بود كسى ديگر نكرده باشد ؛ وى سوگند خورد كه ننشيند تا كعبه را خراب نگرداند آنگه لشكر بسيار جمع كرد و روى ببلاد عرب نهاد ، عرب را از اين خبر شد همه ساز حرب كردند اوّلين پادشاهى كه با وى قتال كرد ذو نفر بود از پادشاهان حمير ؛ أبرهه غالب آمد و آن پادشاه را بگرفت خواست كه بكشد ، گفت : مرا مكش كه من ترا به كار آيم در اين عزم كه كردهء ؛ ويرا بند كرد و با خود ببرد ، بقبائل خثعم رسيد نفيل بن حبيب بيرون آمد با خثعميان و قتال كردند ابرهه غالب آمد و نفيل را بگرفت ؛ خواست تا بكشد گفت : مرا مكش تا من ترا دليل باشم كه تو أحوال اين ولايت ندانى ، او را نيز در بند كرد و با خود ببرد ، از آنجا بطايف آمد مسعود بن معتب بيرون آمد با لشكر ثقيف و گفت : يا أيّها الملك ما را با تو جنگى نيست ؛ تو قصد ما نكردهء مطلوب تو كعبه است اگر خواهى ما دليل فرستيم تا ترا به آن خانه راه نمايد ، گفت : روا باشد ، مردى را با وى بفرستادند نام وى أبو رغال « 1 » چون بمنزلى رسيد كه آن را مغمّس « 2 » خوانند آنجا بمرد و گورش همانجا

--> ( 1 ) - جوهرى در صحاح گفته : « و أبو رغال يرجم قبره و كان دليلا للحبشة حين توجّهوا الى مكّة فمات فى الطريق » فيروز آبادى در قاموس اين قول را تضعيف كرده و چنين گفته : « و أبو رغال ككتاب فى سنن أبى داود و دلائل النبوة و غيرهما عن ابن عمر سمعت رسول اللّه ( ص ) حين خرجنا معه الى الطائف فمررنا بقبر فقال : هذا قبر أبى رغال و هو أبو ثقيف و كان من ثمود و كان بهذا الحرم يدفع عنه ؛ فلمّا خرج منه أصابته النقمة التى أصابت قومه بهذا المكان فدفن فيه ؛ ( الحديث ) و قول الجوهرى : كان دليلا للحبشة حين توجّهوا الى مكّة فمات فى الطريق غير جيّد و كذا قول ابن سيدة : كان عبدا لشعيب و كان عشّارا جائرا » . در منتهى الارب گفته : « و أبو رغال بالكسر باخراج ابو داود در سنن و بيهقى در دلائل النبوّه و غير آنها از ابن عمر : أبو ثقيف است از ثمود ؛ قال : سمعت رسول اللّه ( ص ) حين خرجنا معه الى الطائف فمررنا بقبر فقال : هذا قبر أبى رغال ( الحديث ) و بقول جوهرى دليلى بود مر حبشه را ؛ در راه مرد وقتى كه متوجّه مكّه بودند ، و قال ابن سيّدة : كان عبدا لشعيب و كان عشّارا جائرا » . طالب تفصيل بتاج العروس و غير آن از مفصّلات مراجعه كند . ( 2 ) - فيروز آبادى گفته : « المغمّس كمعظّم و محدّث موضع بطريق الطائف فيه قبر أبى رغال دليل أبرهة و يرجم » زبيدى در شرح آن بطور مزج چنين گفته : « ( و المغمّس كمعظّم و محدّث ) الاوّل هو المشهور عن أهل مكّة و الثانى نقله الصاغانى لغة فيه و قال [ موضع بطريق الطائف ] بالقرب من مكّة [ فيه قبر أبى رغال دليل أبرهة ] الحبشىّ الى مكة [ و يرجم ] الى الان ؛ قال أميّة بن أبى الصّلت : حبس الفيل بالمغمّس حتّى * ظلّ فيه كأنّه مقبور » در منتهى الارب گفته : « مغمّس كمعظّم و كمحدّث جائى است به راه طائف و در آنست قبر أبى رغال دليل أبرهه كه بر آن سنگ مىاندازند » . ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مردى را با او بفرستادند كه او را « أبو رغال » گفتندى چون به جائى رسيد كه آن را مغمّس گويند در آن منزل بمرد و گورش آنجا نهاده‌اند و هر كه آنجا بگذرد عادت كرده‌اند كه سنگى بر آنجا اندازند » . طالب تفصيل بمعجم البلدان ياقوت و غير آن از مفصّلات مراجعه كند .